Friday, 9 September 2016

علم و تخصص

                                                          علم 
آگاهی بر واقعيات عالم طبيعت و اطلاع ما از اسرار عالم طبيعت طوری در ما منعکس میو نياز به آگاهی نسبت به اجتماعان را کاذبه اشباع » آگاهی نسبت به خود « شود که نياز بهزمان « ، است » جامعه آگاه « ، است » خود آگاه « خيال می کند که ، » عالم « ! می کندعلم برای علم « است ! به خاطر اين که » عالم « است ، در صورتی که ، او فقط » آگاهخود آگاهی « و از » خود آگاهی انسانی « به طور مجرد ، يک عامل انحراف است از ،»همان چيزی که هايدگر ) بهترين جمله در اين جا از هايدگر است (بزرگترين فيلسوف زمان ما و استاد سارتر می گويد : علم ، ثمره لحظه ها ی انبوه و متراکمی است کهشده است . ! يعنی ، تحقيق ، علم و تکنيک » بی خود « ، انسان ، در آن لحظات ، از خود و تمدن ، به قيمت قربانی شدن آنان بوده است ! ما وقتی که مشغول مطالعه ای هستيم با نداريم ، احساس » خود آگاهی «، وقتی که غرق کشف يا اختراعی هستيم ، در آن حالت و مجموعه ی اين حالات است که تکنيک را ، » عمل « نمی کنيم ، ابزاری هستيم برای آن تمدن را ، و علم را به وجودآورده است ؛ تحقق اين ها همه در حالات نا خود آگاهی است همه در حالت دور شدن انسان از خويشتن حقيقی خويش است . همه در حالت دور شدن ازتأمل در خويش و غرق در چيز ديگری بودن ، به صورت ابزار برای به کار افتادن چيزديگر در آمدن است ؛ در چنين لحظاتی است که تمدن و تکنيک به وجود آمده و از اين جاست که  » خود آگاهی اجتماعی « و » خود آگاهی انسانی « به » علم « صدمه می زند !
                                                    تخصص
هر کس در لاک خودش ، چنان فرو می رود که از مسأله ی کل سرنوشت اجتماع و کل که يکی شاخش ، يکی سم » غار افلاطون « وجود اجتماع غافل می ماند ! درست مثل گاو و آن يکی دمش را لمس می کرد ، ليکن مجموعه حيوان را حس نمی کرد ، تخصص هم باعث می شود که هر کسی در يک چهار چوبه بسيار کوچک ،مجرد از کل جامعه ،چنان فرو رود که نتواند تقدير جامعه را به عنوان يک پيکره ی کلی ،حس کند و بنابر اين اش از بين می رود و خودش را هم به عنوان يک کل انسان نمی » خودآگاهی اجتماعی « تواند حس کند ، چرا که تخصص ،او را در يک بعد رشد می دهد و در ابعاد ديگر تعطيلش می کند .-ولی آخر تخصص جبری است !-بلی جبری است و من هم نمی گويم که بايد از بينش برد ،اما در عين حالی که ما در رشته
خود آگاهی « و » خودآگاهی فردی « ها ی مختلف متخصص می شويم ،می توانيم با طرح خودمان » اجتماعی « خود و کليت » انسانی « آن کليت ، » ايدئولوژی « در » اجتماعی را که تخصص از بين می برده ، ترميم کنيم .

No comments:

Post a Comment